آیا قرآن ترتیب علمی آفرینش جهان را می‌داند؟ زمینی که پیش از ستارگان ساخته شد

نه میلیارد و دویست میلیون سال. جهان این مدت بود و زمین نبود. در این فاصله ستاره‌ها زاده شدند و مردند، و آهن و اکسیژن و سیلیسیمی را ساختند که بعدها زمین شد. وقتی زمین سرانجام شکل گرفت، دو سوم عمر جهان گذشته بود. هر روایتی از آفرینش جهان که بخواهد «علمی» خوانده شود باید با همین ترتیب بخواند: اول ستاره، بعد زمین.

قرآن وارونه می‌گوید. زمین را اول می‌سازد، کوه و روزی‌اش را می‌چیند، و بعد سراغ آسمانی می‌رود که هنوز دود است، آن را هفت طبقه می‌کند و چراغ‌ها را بر پایین‌ترین طبقه می‌نشاند. در سوره‌ای دیگر هم عکس این را می‌گوید: اول آسمان، بعد زمین. مردی در سده نخست هجری این ناسازگاری را دید و پیش ابن‌عباس برد، و گفت‌وگویشان در صحیح بخاری مانده است.

این نوشته از مجموعه «کیهان‌شناسی و آفرینش» در مرتدین (Mortadin) دو پرسش را از هم جدا می‌کند. اول، آیا ترتیب آفرینش در قرآن با خودش سازگار است؟ دوم، آیا با آنچه اندازه گرفته‌ایم سازگار است؟ مفسران چهارده قرن برای پرسش اول وصله ساخته‌اند، و هر وصله کهن پاسخ پرسش دوم را بدتر کرده است.

فهرست مطالب

ترتیب واقعی آفرینش جهان: آنچه اندازه گرفته‌ایم

رویداد زمان
آغاز انبساط جهان حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش
نخستین اتم‌ها حدود ۳۸۰ هزار سال بعد
نخستین ستارگان و کهکشان‌ها چند صد میلیون سال بعد
ساخته شدن عناصر سنگین در دل ستارگان از همان زمان تا امروز
خورشید و منظومه خورشیدی ۴٫۵۶۷ میلیارد سال پیش
زمین حدود ۴٫۵۴ میلیارد سال پیش
کوه‌های امروزی بسیار جوان‌تر؛ هیمالیا از حدود ۵۰ میلیون سال پیش

عدد نخست از اندازه‌گیری تابش زمینه کیهانی با ماهواره پلانک می‌آید. سن منظومه خورشیدی از کهن‌ترین دانه‌های جامد درون شهاب‌سنگ‌ها به دست آمده که کانلی و همکارانش ۴۵۶۷ میلیون سال تعیین کرده‌اند، و سن زمین از پرتوسنجی سرب که برنت دالریمپل تاریخش را نوشته است. هیچ‌کدام برآورد سرانگشتی نیست.

سه نکته در این ترتیب آفرینش جهان برای بحث ما مهم است. اول، ستارگان میلیاردها سال از زمین کهن‌ترند. دوم، این تقدم تصادفی نیست و نمی‌شد وارونه باشد. از مهبانگ تقریبا فقط هیدروژن و هلیم بیرون آمد. آهن هسته زمین، سیلیسیم سنگ‌ها و اکسیژن آب در دل ستارگان ساخته شده و با مرگ آن‌ها پراکنده شده است؛ این را بربیج‌ها، فاولر و هویل در ۱۹۵۷ نشان دادند. زمین بدون نسل‌های پیشین ستارگان ماده‌ای برای ساخته شدن نداشت.

سوم، زمین و خورشید با هم و از یک ابر شکل گرفتند. هیچ دوره‌ای نبوده که زمینی کامل، با کوه و آب و رستنی، زیر آسمانی بی‌خورشید و بی‌ستاره منتظر مانده باشد. کوه‌ها هم «مرحله»ای از ساخت زمین نیستند که روزی تمام شده باشد. پیوسته ساخته و فرسوده می‌شوند.

روایت اول: زمین، کوه، روزی، و سپس آسمان

مفصل‌ترین گزارش قرآن از ترتیب آفرینش در سوره فصلت است:

۞ قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ۚ ذَٰلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۹﴾ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ ﴿۱۰﴾

«بگو: «آیا این شمایید که واقعا به آن کسی که زمین را در دو هنگام آفرید، کفر می‌ورزید و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟ این است پروردگار جهانیان.» (۹) و در [زمین‌]، از فراز آن [لنگرآسا] کوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد، و مواد خوراکی آن را در چهار روز اندازه‌گیری کرد [که‌] برای خواهندگان، درست [و متناسب با نیازهایشان‌] است. (۱۰)» (فصلت، ۴۱:۹ و ۱۰)

تا اینجا زمین تمام شده است. آیه بعد با «سپس» ادامه می‌دهد:

ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿۱۱﴾ فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَىٰ فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا ۚ وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۱۲﴾

«سپس آهنگ [آفرینش‌] آسمان کرد، و آن بخاری بود. پس به آن و به زمین فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید.» آن دو گفتند: «فرمان‌پذیر آمدیم.» (۱۱) پس آنها را [به صورت‌] هفت آسمان، در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانی کار [مربوط به‌] آن را وحی فرمود، و آسمان [این‌] دنیا را به چراغها آذین کردیم و [آن را نیک‌] نگاه داشتیم؛ این است اندازه‌گیری آن نیرومند دانا. (۱۲)» (فصلت، ۴۱:۱۱ و ۱۲)

و آیه ۲۹ بقره همین را در یک جمله می‌گوید:

هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ ۚ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

«اوست آن کسی که آنچه در زمین است، همه را برای شما آفرید؛ سپس به [آفرینش‌] آسمان پرداخت، و هفت آسمان را استوار کرد؛ و او به هر چیزی داناست.» (بقره، ۲:۲۹)

ترتیب آفرینش در این آیه‌ها روشن است:

  1. زمین، در دو روز.
  2. کوه‌ها، برکت و «اقوات»، یعنی خوراک و روزی زمین، تا چهار روز کامل شود.
  3. «ثم»، سپس، آهنگ آسمان، که هنوز «دخان» است.
  4. هفت آسمان، در دو روز.
  5. چراغ‌ها، بر آسمان نزدیک.

جمع روزها شش می‌شود، همان عددی که قرآن بارها برای آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌دهد (اعراف، ۷:۵۴ و ق، ۵۰:۳۸). حساب روزها خودش نشان می‌دهد گوینده از مرحله‌های پیاپی حرف می‌زند: دو، بعد دو، بعد دو.

حالا این را کنار جدول آفرینش جهان بگذارید. زمین و کوه و خوراکش پیش از ستارگان ساخته شده‌اند. وقتی زمین کامل است، آسمان هنوز دود است. و ستارگان آخرین قلم‌اند، چراغ‌هایی که پس از تمام شدن بنا نصب می‌شوند. ابن‌کثیر، مفسر سده هشتم، منطق این ترتیب را بی‌پرده می‌گوید:

فَفِي هَذَا دَلَالَةٌ عَلَى أَنَّهُ تَعَالَى ابْتَدَأَ بِخَلْقِ الْأَرْضِ أَوَّلًا ثُمَّ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ سَبْعًا، وَهَذَا شَأْنُ الْبِنَاءِ أَنْ يَبْدَأَ بِعِمَارَةِ أَسَافِلِهِ ثُمَّ أَعَالِيهِ بَعْدَ ذَلِكَ

این دلالت دارد که خدا نخست به آفرینش زمین آغاز کرد و سپس هفت آسمان را آفرید؛ و کار ساختمان همین است که از آباد کردن پایین آن آغاز کنند و سپس به بالای آن برسند.

این جمله همه‌چیز را می‌گوید. ترتیب آفرینش در قرآن ترتیب بنایی است: اول کف، بعد اسباب خانه، بعد سقف، بعد چراغ. جهانی که چنین ساخته می‌شود خانه‌ای است با زمین در پایین و آسمان بر فراز آن، و همین تصویر در آفرینش آسمان و زمین در قرآن و هفت آسمان در قرآن هم دیده شد.

روایت دوم: آسمان، شب و روز، و پس از آن زمین

سوره نازعات ترتیب آفرینش را جور دیگری می‌گوید:

أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا ﴿۲۷﴾ رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا ﴿۲۸﴾ وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ﴿۲۹﴾ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا ﴿۳۰﴾ أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا ﴿۳۱﴾ وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا ﴿۳۲﴾ مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿۳۳﴾

«آیا آفرینش شما دشوارتر است یا آسمانی که [او] آن را برپا کرده است؟ (۲۷) سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معین‌] درست کرد، (۲۸) و شبش را تیره و روزش را آشکار گردانید، (۲۹) و پس از آن، زمین را با غلتانیدن گسترد، (۳۰) آبش و چراگاهش را از آن بیرون آورد، (۳۱) و کوهها را لنگر آن گردانید، (۳۲) [تا وسیله‌] استفاده برای شما و دامهایتان باشد. (۳۳)» (نازعات، ۷۹:۲۷ تا ۳۳)

اینجا آسمان بنا شده، سقفش بالا رفته و شب و روزش پدید آمده، و «پس از آن» زمین گسترده شده، آب و چراگاهش بیرون آمده و کوه‌هایش لنگر انداخته است. در فصلت کوه و روزی پیش از آسمان بود. در نازعات آب و چراگاه و کوه پس از آسمان است.

این را منتقدان امروزی کشف نکرده‌اند. بخاری در کتاب تفسیر صحیح خود، ذیل سوره فصلت، نقل می‌کند که مردی به ابن‌عباس گفت: إِنِّي أَجِدُ فِي الْقُرْآنِ أَشْيَاءَ تَخْتَلِفُ عَلَيَّ، در قرآن چیزهایی می‌یابم که با هم نمی‌خواند. یکی از نمونه‌هایش همین بود: آیه‌های نازعات فَذَكَرَ خَلْقَ السَّمَاءِ قَبْلَ خَلْقِ الأَرْضِ، آفرینش آسمان را پیش از زمین آورده، و آیه‌های فصلت فَذَكَرَ فِي هَذِهِ خَلْقَ الأَرْضِ قَبْلَ السَّمَاءِ، آفرینش زمین را پیش از آسمان. چند دهه پس از محمد، مسلمانی عرب‌زبان این دو متن را خواند و همان را فهمید که ما می‌فهمیم.

چهارده قرن وصله بر ترتیب آفرینش

از همان گفت‌وگو تا امروز، مفسران چهار راه برای آشتی دادن دو روایت پیشنهاد کرده‌اند.

وصله اول: آفریدن یک چیز است و گستردن چیز دیگر. این پاسخ خود ابن‌عباس به آن مرد است، به روایت بخاری:

وَخَلَقَ الأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ، ثُمَّ خَلَقَ السَّمَاءَ، ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ، فَسَوَّاهُنَّ فِي يَوْمَيْنِ آخَرَيْنِ ثُمَّ دَحَا الأَرْضَ، وَدَحْوُهَا أَنْ أَخْرَجَ مِنْهَا الْمَاءَ وَالْمَرْعَى، وَخَلَقَ الْجِبَالَ وَالْجِمَالَ وَالآكَامَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي يَوْمَيْنِ آخَرَيْنِ

زمین را در دو روز آفرید، سپس آسمان را آفرید و در دو روز دیگر هفت آسمانش کرد، سپس زمین را گسترد، و گستردنش این بود که آب و چراگاه را از آن بیرون آورد و کوه‌ها و شتران و تپه‌ها و آنچه را میان آن‌هاست در دو روز دیگر آفرید.

یعنی چهار روز زمین دو تکه می‌شود و دو روز آسمان وسطش می‌نشیند. مشکل این است که آیه ۱۰ فصلت کوه‌ها و اقوات را پیش از «سپس آهنگ آسمان کرد» آورده است. وصله برای نجات نازعات، ترتیب فصلت را عوض می‌کند.

خود روایت‌ها هم با هم نمی‌خوانند. طبری دو گزارش از ابن‌عباس می‌آورد. در یکی، خدا زمین را «با اقواتش» پیش از آسمان آفرید و فقط نگستردش. در دیگری، خدا از آسمان‌ها فارغ شد «پیش از آنکه اقوات زمین را بیافریند»، و دلیلش هم آمده است: ولم تكن تصلح أقوات الأرض ونباتها إلا بالليل والنهار، خوراک و رستنی زمین جز با شب و روز درست نمی‌شد. گزارش دوم مشکل واقعی را دیده است، اینکه گیاه بی خورشید نمی‌روید، و آن را با زیر پا گذاشتن آیه ۱۰ فصلت حل کرده است.

وصله دوم: «بعد» یعنی «مع». مجاهد و سدی گفتند «بعد ذلک» در نازعات یعنی «همراه با آن»، و شاهد آوردند که در آیه ۱۳ قلم هم «بعد ذلک» به همین معناست. برخی پیش‌تر رفتند و گفتند «بعد» می‌تواند «قبل» باشد. طبری هر دو را رد می‌کند: وَالْمَعْرُوفُ مِنْ مَعْنَى «بَعْدَ» أَنَّهُ خِلَافُ مَعْنَى «قَبْل»، آنچه از معنای «بعد» شناخته است این است که خلاف «قبل» است. وقتی برای رفع یک ناسازگاری باید «پس از» را «پیش از» خواند، ناسازگاری ثابت شده است.

وصله سوم: «ثم» ترتیب زمانی نیست. ابن‌کثیر نقل می‌کند که «گفته‌اند» ثم در اینجا فقط خبری را به خبری عطف می‌کند، نه کاری را به کاری، و بیتی هم شاهد می‌آورد. موریس بوکای در قرن بیستم همین را نو کرد و نوشت «ثم» را باید «افزون بر این» فهمید و جای واژه‌ها ترتیب رخدادها را معلوم نمی‌کند. به این دفاع در پایان برمی‌گردیم.

وصله چهارم: خانه کعبه. طبری از ابن‌عباس نقل می‌کند که خانه دو هزار سال پیش از دنیا بر چهار پایه روی آب نهاده شد و سپس زمین «از زیر خانه» گسترده شد، و از عبدالله بن عمرو که خَلَقَ اللهُ البَيْتَ قَبْلَ الأَرْضِ بِأَلْفَيْ سَنَةٍ، وَمِنْهُ دُحِيَتِ الأَرْضُ، خدا خانه را دو هزار سال پیش از زمین آفرید و زمین از آن گسترده شد. این دیگر وصله نیست، اسطوره‌ای تازه است، ولی نشان می‌دهد شنوندگان نخست از «دحو» چه می‌فهمیدند: پهن کردن چیزی از یک مرکز.

هر چهار وصله یک چیز مشترک دارند. همه برای آشتی دادن قرآن با قرآن ساخته شده‌اند، نه قرآن با جهان. و هر سه وصله کهن زمین را پیش از آسمان نگه می‌دارند. در نسخه ابن‌عباس، که طبری و ابن‌کثیر هر دو برمی‌گزینند، زمین اول است، آسمان و ستارگان دوم، و گستردن زمین سوم. اگر این پاسخ درست باشد، قرآن با خودش سازگار شده و با ترتیب واقعی آفرینش جهان، با همان نه میلیارد سال، ناسازگار مانده است.

«دحاها» و تخم شترمرغ

در همین آیه ۳۰ نازعات یکی از پرآوازه‌ترین معجزه‌های علمی هم ساخته شده است. رشاد خلیفه آن را چنین ترجمه کرد: «او زمین را تخم‌مرغی‌شکل ساخت.» استدلال این است که «دحیه» تخم شترمرغ است و زمین هم کره کامل نیست.

چهار مشکل هست. اول، ترجمه خلیفه از «دحاها» عبارت «بعد ذلک» را حذف کرده است. با آمدن تخم‌مرغ، «پس از آن» ناپدید شده، یعنی همان عبارتی که چهارده قرن مفسران را گرفتار کرده بود.

دوم، طبری معنای «دحاها» را بی هیچ تردیدی ثبت کرده است: الدَّحْوُ إِنَّمَا هُوَ البَسْطُ فِي كَلَامِ العَرَبِ وَالمَدُّ، دحو در زبان عرب گستردن و کشیدن است. شاهدش بیتی از امیه بن ابی‌الصلت، شاعر هم‌روزگار محمد، است که می‌گوید خدا «خانه‌ای را گسترد و ما را در آن نشاند». قتاده، سدی و سفیان هم همین را گفته‌اند: بَسَطَهَا، آن را گسترد. ترجمه فولادوند، «با غلتانیدن گسترد»، میان دو صندلی نشسته است: فعل کهن را نگه داشته و قیدی امروزی به آن افزوده است.

سوم، خود متن می‌گوید «دحاها» چه بود. آیه بعد توضیحش می‌دهد: آب و چراگاهش را بیرون آورد. پس «دحاها» آماده کردن یک سطح است برای آدم و دام، نه شکل دادن به یک سیاره.

چهارم، زمین تخم‌مرغی نیست. شعاع استوایی آن ۶۳۷۸ کیلومتر و شعاع قطبی‌اش ۶۳۵۷ کیلومتر است، یعنی تفاوتی حدود سه دهم درصد، و جهت این تفاوت هم وارونه تخم‌مرغ است: زمین در قطب‌ها اندکی فشرده است، و تخم‌مرغ در امتداد محورش کشیده. بحث کامل شکل زمین در آیا قرآن کروی بودن زمین را گفته است؟ آمده است.

این ترتیب از کجا آمده است؟

ترتیب آفرینش به شکل «اول زمین و رستنی، بعد چراغ‌های آسمان» را قرآن نساخته است. باب اول سفر پیدایش چنین می‌شمارد: روز اول نور، روز دوم گنبد آسمان، روز سوم خشکی و گیاهان و درختان میوه، و روز چهارم خورشید و ماه و ستارگان. گیاه یک روز پیش از خورشید می‌روید.

خوانندگان باستانی هم این را عجیب می‌یافتند. تئوفیلوس انطاکی، اسقف مسیحی سده دوم میلادی، در توضیح روز چهارم می‌نویسد خدا رستنی‌ها را عمدا پیش از نورها آفرید تا فیلسوفان نتوانند بگویند آنچه بر زمین می‌روید از اجرام آسمانی پدید آمده است. یعنی مشکل دیده شده بود و پاسخی کلامی گرفته بود، بیش از چهار قرن پیش از قرآن.

در سنت اسلامی همین ترتیب آفرینش با نام روزهای هفته هم آمده است. گزارش سدی، که طبری و ابن‌کثیر می‌آورند، زمین را به یکشنبه و دوشنبه، کوه و اقوات را به سه‌شنبه و چهارشنبه، و آسمان‌ها را به پنج‌شنبه و جمعه می‌دهد. صحیح مسلم حدیثی از ابوهریره دارد که صریح‌تر است:

خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ التُّرْبَةَ يَوْمَ السَّبْتِ وَخَلَقَ فِيهَا الْجِبَالَ يَوْمَ الأَحَدِ وَخَلَقَ الشَّجَرَ يَوْمَ الاِثْنَيْنِ وَخَلَقَ الْمَكْرُوهَ يَوْمَ الثُّلاَثَاءِ وَخَلَقَ النُّورَ يَوْمَ الأَرْبِعَاءِ وَبَثَّ فِيهَا الدَّوَابَّ يَوْمَ الْخَمِيسِ

خدا خاک را روز شنبه آفرید، کوه‌ها را در آن روز یکشنبه، درخت را روز دوشنبه، ناخوشایندها را روز سه‌شنبه، نور را روز چهارشنبه، و جنبندگان را روز پنج‌شنبه در آن پراکند.

درخت دو روز پیش از نور. این حدیث را نباید بیش از وزنش به کار برد. ابن‌کثیر آن را «از غرائب صحیح مسلم» می‌خواند و می‌نویسد علی بن مدینی، بخاری و حافظان دیگر گفته‌اند سخن کعب‌الاحبار است که ابوهریره از او شنیده و راویان به خطا به پیامبر رسانده‌اند. هفت روزش هم با شش روز قرآن نمی‌خواند. اما همین نقد چیز مهمی را فاش می‌کند: منتقدان حدیث خودشان منبع این ترتیب را عالمی یهودی‌تبار می‌دانستند.

پس پاسخ ساده است. روایت فصلت از خانواده روایت پیدایش است، با همان منطق بنایی که ابن‌کثیر گفت. تاریخ این خانواده در آفرینش در شش روز؛ وقتی تقویم هفته تاریخ کیهان شد آمده است.

کارنامه ادعا در جدول آزمون

ادعا این است که قرآن ترتیب آفرینش جهان را درست گفته، یا دست‌کم چیزی خلاف آن نگفته است. با جدول آزمون معجزه علمی:

معیار نتیجه
۱. تعین مردود. دو روایت با دو ترتیب هست، و «ثم» و «بعد» را تا «همراه با» و حتی «پیش از» کش داده‌اند.
۲. تقدم مستند مردود. ابن‌عباس، طبری و ابن‌کثیر همه زمین را پیش از آسمان گذاشتند. هیچ مفسری پیش از عصر جدید «ستاره پیش از زمین» نخواند.
۳. نوبودن مردود. ترتیب «زمین و رستنی، سپس نورها» در باب اول سفر پیدایش هست و مسیحیان سده دوم برایش توجیه نوشته بودند.
۴. دقت انطباق مردود. زمین و کوه و روزی پیش از ستارگان آمده است؛ خطایی به اندازه نه میلیارد سال.
۵. حسابداری متقارن مردود. «دخان» در آیه ۱۱ فصلت علم خوانده می‌شود و «ثم» در همان آیه بی‌معنا.
۶. ابطال‌پذیری مردود. علم هر ترتیبی می‌یافت، یکی از دو روایت یا «ثم غیرزمانی» با آن جور می‌شد.
۷. باروری پیش‌بینانه مردود. هیچ‌کس سن زمین یا تقدم ستارگان را از این آیه‌ها بیرون نکشید. مفسران از آن‌ها روزهای هفته را بیرون کشیدند.
۸. آزمون کنترل مردود. با همین «ثم غیرزمانی» و «روز یعنی دوره»، سفر پیدایش هم با علم سازگار می‌شود، و هم‌خوان‌سازان مسیحی دقیقا همین کار را می‌کنند.

قوی‌ترین دفاع: «ثم ترتیب زمانی نیست»

دفاع جدی امروز سه جزء دارد. یک، «ثم» در عربی همیشه ترتیب زمانی نمی‌رساند و گاهی فقط ترتیب بیان است، پس فصلت نمی‌گوید زمین پیش از آسمان ساخته شد. دو، «خلق» با «دحو» فرق دارد، پس نازعات هم با فصلت ناسازگار نیست. سه، برخی می‌افزایند «آسمان» در این آیه‌ها جو زمین است، نه کیهان، پس طبیعی است که پس از زمین شکل گرفته باشد.

جزء اول درست است که «ثم» گاهی ترتیب بیان را می‌رساند. اما اینجا با چهار مانع روبه‌روست. گوینده روز می‌شمارد، دو و چهار و دو، و شمردن روز یعنی ترتیب. آیه ۱۱ می‌گوید آسمان «دود بود» وقتی خدا به آن پرداخت، یعنی حالتی پیش از ساخته شدن را وصف می‌کند، آن هم بعد از گزارش زمین و کوه. آیه ۲۹ بقره همان ترتیب را با همان واژه تکرار می‌کند. و همه مفسران کهن، که عربی زبان مادری‌شان بود، ترتیب زمانی فهمیدند. خوانش غیرزمانی «گفته‌اند»ی است در حاشیه، و فقط برای حل تناقض پیش کشیده شد.

مانع بزرگ‌تر منطقی است. اگر «ثم» ترتیب نمی‌رساند، قرآن درباره ترتیب آفرینش چیزی نگفته است. در آن صورت خطایی در کار نیست، اما دانشی هم در کار نیست. این دفاع سازگاری را به بهای خالی کردن متن می‌خرد. نمی‌شود هم گفت قرآن ترتیب علمی آفرینش جهان را می‌داند و هم گفت واژه‌ای که ترتیب را می‌رساند ترتیب نمی‌رساند.

جزء دوم، جدایی «خلق» از «دحو»، همان وصله ابن‌عباس است و همان بها را دارد: زمین اول می‌ماند.

جزء سوم با متن نمی‌خواند. این آسمان هفت طبقه است، چراغ‌ها بر پایین‌ترین طبقه‌اش نشسته‌اند (فصلت، ۴۱:۱۲)، و شب و روز از آن اوست (نازعات، ۷۹:۲۹). طبری توضیح می‌دهد چرا شب به آسمان نسبت داده شده: چون غروب و طلوع خورشید در آن است. آسمانی که خورشید و ستاره در آن است جو زمین نیست.

جمع‌بندی: ترتیب بنا، نه ترتیب کیهان

قرآن دو ترتیب برای آفرینش جهان می‌دهد. در یکی زمین با کوه و روزی‌اش اول است و آسمان و چراغ‌هایش بعد. در دیگری آسمان اول است و گستردن زمین و کوه و چراگاه بعد. مسلمانی در سده نخست این دو را ناسازگار یافت، و پاسخ ابن‌عباس، که سنت پذیرفت، یکی را به سود دیگری بازنویسی کرد.

هیچ‌کدام از این دو ترتیب آفرینش، و هیچ‌کدام از وصله‌های کهن، با آنچه اندازه گرفته‌ایم نمی‌خواند. ستارگان نه میلیارد سال پیش از زمین بودند، زمین از خاکستر آن‌ها ساخته شد، و هیچ زمینی با کوه و رستنی پیش از خورشید وجود نداشت. تنها وصله‌ای که این فاصله را می‌پوشاند آن است که بگوییم متن اصلا ترتیبی نگفته است، و این پایان ادعای اعجاز است، نه دفاع از آن.

آنچه متن را خوب توضیح می‌دهد جمله ابن‌کثیر است: کار ساختمان این است که از پایین شروع کنند. کسی که جهان را خانه‌ای می‌بیند با کفی در زیر و سقفی در بالا، طبیعی است که کف را اول بسازد، اسباب را بچیند، سقف را بزند و چراغ‌ها را آخر بیاویزد. این ترتیب بنا است. ترتیب آفرینش جهان چیز دیگری بود، و کسی در سده هفتم آن را نمی‌دانست.

پرسش‌های رایج درباره ترتیب آفرینش در قرآن

به گفته قرآن زمین پیش از آسمان آفریده شد؟

در سوره فصلت و آیه ۲۹ بقره، بله: زمین، کوه‌ها و روزی آن، و «سپس» آسمان و ستارگان. ابن‌کثیر می‌نویسد خدا «نخست به آفرینش زمین آغاز کرد».

تناقض فصلت و نازعات چیست؟

فصلت کوه و روزی زمین را پیش از آسمان می‌گذارد. نازعات گستردن زمین، آب، چراگاه و کوه را پس از بنای آسمان می‌آورد. صحیح بخاری نقل می‌کند که مردی همین را از ابن‌عباس پرسید.

«ثم» در این آیه‌ها به معنای «سپس» نیست؟

مفسران کهن آن را «سپس» فهمیدند و روزها را پشت سر هم شمردند. خوانش غیرزمانی برای رفع تناقض پیشنهاد شد. اگر پذیرفته شود، قرآن دیگر ترتیبی برای آفرینش نگفته که بتوان آن را علمی خواند.

«دحاها» یعنی زمین تخم‌مرغی است؟

نه. طبری می‌نویسد «دحو» در زبان عرب گستردن است، و آیه بعد آن را با بیرون آوردن آب و چراگاه توضیح می‌دهد. زمین هم تخم‌مرغی نیست: در قطب‌ها حدود سه دهم درصد فشرده است.

ترتیب آفرینش جهان از نظر علم چیست؟

انبساط جهان حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش آغاز شد، نخستین ستارگان چند صد میلیون سال بعد پدید آمدند، و خورشید و زمین حدود ۴٫۶ میلیارد سال پیش از ابری شکل گرفتند که عناصر سنگینش را ستارگان پیشین ساخته بودند.

منابع

منابع اولیه و سنتی

  • قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
  • صحیح بخاری، کتاب التفسیر، سوره حم السجده (فصلت)، گزارش سعید بن جبیر از ابن‌عباس. متن در sunnah.com
  • صحیح مسلم، حدیث ۲۷۸۹. متن در sunnah.com
  • محمد بن جریر طبری، «جامع البیان عن تأویل آی القرآن»، ذیل نازعات ۷۹:۳۰. متن در tafsir.app
  • اسماعیل بن عمر ابن‌کثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل بقره ۲:۲۹ و نازعات ۷۹:۳۰. بقره · نازعات
  • سفر پیدایش، باب اول. متن در سفاریا
  • تئوفیلوس انطاکی، «به اوتولیکوس»، کتاب دوم، بند ۱۵. متن انگلیسی
  • رشاد خلیفه، ترجمه انگلیسی قرآن، سوره ۷۹. متن

منابع پژوهشی و گزارش‌ها

  • Planck Collaboration, “Planck 2018 results. VI. Cosmological parameters,” Astronomy & Astrophysics 641 (2020), A6. DOI
  • NASA, “Universe: Overview.” Text
  • James N. Connelly et al., “The Absolute Chronology and Thermal Processing of Solids in the Solar Protoplanetary Disk,” Science 338, no. 6107 (2012): 651–655. DOI
  • G. Brent Dalrymple, “The age of the Earth in the twentieth century: a problem (mostly) solved,” Geological Society, London, Special Publications 190 (2001): 205–221. DOI
  • E. M. Burbidge, G. R. Burbidge, W. A. Fowler and F. Hoyle, “Synthesis of the Elements in Stars,” Reviews of Modern Physics 29 (1957): 547–650. DOI
  • U.S. Geological Survey, “The Himalayas: Two continents collide,” in This Dynamic Earth. Text
  • NASA, “Earth Fact Sheet.” Text
  • Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976). English text
  • Julien Decharneux, Creation and Contemplation: The Cosmology of the Qur’ān and Its Late Antique Background, Berlin: De Gruyter, 2023. DOI

مطالعه بیشتر در مجموعه کیهان‌شناسی و آفرینش

پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن.

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. 0

    […] لنگرش شدند. این دستور ساخت است، با ترتیب. ترتیبش را در آیا قرآن ترتیب علمی آفرینش جهان را می‌داند؟ […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *